تولد یک سالگی آراد عزیزمان

آراد عزیز
زمانهایی هست که نمیخواهی عقربههای ساعت حرکت کنند!!
نمیخواهی روزها به سرعت بگذرند!!
و دلت میخواهد زمان در لحظه متوقف شود!
این است حال و روز این روزهای من...
بله، این هفته دلبندم هر روز و هر لحظه با من است.
و این عطر وجودش است که مرا لبریز میکند.
لبریز از بودن و ماندن،
ماندنی با عشق و امید،
امیدی زیبا به همراه ترسیم رویایی نه چندان دور از دسترس.
این امید را دوست دارم،
که باعث زنده ماندنم میشود.

پسرم، عزیزترینم، به خود میبالم که فرزندی چون تو دارم.
و از خدای خویش بیش از همیشه سپاسگزار وجود نازنینت هستم.
همیشه باش.
همینقدر نزدیک.
همینطور مهربان.
همیناندازه ستودنی...

پسرم مراقب باش، اینجا زمین است.
اینجا زمین گاهی خشک و سخت، وگاهی نرم و نمناک است.
اما باید طوری زندگی کنی که همیشه ردپای بودنت برای جهان و جهانیان بماند.
نگذار زمین و آسمان سرنوشت تو را تعیین کنند و باید این را بدانی که نه
آمدنمان دست خودمان است
و نه رفتنمان!!!
اما آمدن ورفتن دونقطه اند، اینکه چگونه بهم وصل میشوند، هنر آدم بودن و
آدم ماندن ماست.

دوستت داریم آراد عزیز
یک ساله شدنت مبارک



تولد یک سالگی آراد عزیزمان
